تبليغاتX
  ***  سال اصلاح الگوی مصرف گرامی باد  ***

چفیه - دل نوشته یک بسیجی :: اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.
چفیه - دل نوشته یک بسیجی
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.
پشتيباني از ولايت 

 

دومين وصيت نامه شهيد همت



امام مظهر صفا پاكي و خلوص و دريايي از معرفت

است .فرامين او را مو به مو اجرا كنيد تا خداوند از شما

 راضي باشدزيرا او ولي فقيه است و در نزد خدا ارزش

 والايي دارد.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط فكه در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 19:7
قسمتی از وصیت نامه شهید جهان آرا 

وصيت نامه شهيد محمد جهان آرا



از روزي که جنگ آغاز شد تا لحظه اي که خرمشهر سقوط کرد يک ماه بطور مداوم کربلا را مي ديدم. «ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الکافرين».


بارپرودگارا، اي رب العالمين، اي غياث المستغيثين و اي حبيب قلبو الصالحين.
تو را شکر مي گيوم که شربت شهادت اين گونه راه رسيدن انسان به خودت را به من بنده ي فقير و حقير و گناهکار خود ارزاني داشتي.

من براي کسي وصيتي ندارم ولي يک مشت درد و رنج دارم که بر اين صفحه ي کاغذ مي خواهم همچون تيري بر قلب سياه دلاني که اين آزادي را حس نکرده اند و بر سر اموال اين دنيا ملتي را، امتي را و جهاني را به نيستي و نابودي مي کشانند، فرو آورم.

خداوندا! تو خود شاهدي که من تعهد اين آزادي را با گذراندن تمام وقت و هستي خويش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هايي که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکيبايي کردم ولي اين را مي دانم که اين سران تازه به دوران رسيده، نعمت آزادي را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند يا در گوشه هاي ترياهاي پاريس، لندن و هامبورگ بوده اند و يا در ...


و تو اي امامم! اي که به اندازه ي تمام قرنها سختي ها و رنج ها کشيدي از دست اين نابخردان خرد همه چيزدان! لحظه لحظه اي اين زندگي بر تو همچن نوح، موسي و عيسي و محمد (ص) گذشت.

ولي تو اي امام و اي عصاره ي تاريخ بدان که با حرکتت، حرکت اسلام را در تاريخ جديد شروع کردي و آزادي مستضعفان جهان را تضمين کردي. ولي اي امام کيست که اين همه رنجها و دردهاي تو را درک کند؟! کيست که دريابد لحظه اي کوتاهي از اين حرکت به هر عنوان، خيانتي به تاريخ انسانيت و کليه انسان هاي حاغضر و آينده تاريخ مي باشد؟


اي امام! درد تو را، رنج تو را مي دانم چه کساني با جان مي خرند، جوان با ايمان، که هستي و زندگي تازه ي خويش را در راه هدف رسيدن حکومت عدل اسلامي فدا مي کند. بله اي امام! درد تو را جوانان درک مي کنند، اينان که از مال دنيا فقط و فقط رهبري تو را دارند و جان خويش را براي هدفت که اسلام است فدا مي کنند.



اي امام تا لحظه اي که خون در رگ هاي ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه اي نمي گذاريم که خط پيامبر گونه تو که به خط انبياء و اولياء وصل است به انحراف کشيده شود.
اي امام! من به عنوان کسي که شايد کربلاي حسيني را در کربلاي خرمشهر ديده ام سخني با تو دارم که از اعماق جانم و از پرپر شدن جوانان خرمشهري برمي خيزد و آن، اين است؛
اي امام! از روزي که جنگ آغاز شد تا لحظه اي که خرمشهر سقوط کرد من يک ماه بطور مداوم کربلا را مي ديدم هر روز که حمله ي دشمن بر برادران سخت مي شد و فرياد آنها بي سيم را از کار مي انداخت و هيچ راه نجاتي نبود به اتاق مي رفتم، گريه را آغاز مي کردم و فرياد مي زدم اي رب العالمين بر ما مپسند ذلت و خواري را.

|+|
نوشته شده توسط مقداد در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 20:37
قسمتي از وصيت نامه شهيد جهان آرا 

شهيد محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر


ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين بار پروردگارا ، اى رب العالمين يا غايث المستغيثين و يا حبيب قلوب الطالبين

تورا شكر كه شربت شهادت اين يگانه راه رسيدن انسان به خودت را به من بنده فقير و حقير و گناهكار خود ارزانى داشتى تورا شكر كه اين تنها نعمت خدا پسنده خودت را بر اين انسان ذليل عطا فرمودى و من تنها راه سعادت خويش را شهادت درراهت يافتم و چه زيباست كه من با زمان كوچكترين وسيله خود اعلاترين و ارزشمندترين ارزشها را گرفتم ، و اين نيست مگر لطف و عنايت پروردگار نسبت به بنده‌اش .

خداوند مرا از اين همه لطف و عنايت دور مگردان و شهادت را نصيبم كن .

من براى كسى وصيتى ندارم ولى يك مشت درد و رنج دارم كه بر اين صفحه كاغذ مى‌خواهم همچون تيغى و يا تيرى بر قلب سياه دلانى كه اين آزادى را حس نكرده‌اند بر سر اموال اين دنيا ملت را ، امتى را و جهانى را به نيستى و نابودى مى‌كشانند ، فرود آورم . خداوندا تو خود شاهد بودى كه من تعهد اين آزادى را با گذران تمام وقت هستى خويش ارج نهادم و با تمام دردها و رنجهائى كه بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شكيبائى كردم ولى اين را ميدانم كه اين سران تازه به دوران رسيده نعمت آزادى را درك نكرده‌اند چون دربند نبوده‌اند يا درگوشه‌هاى درياهاى پاريس و لندن هامبورگ بوده‌اند و يا در ........

و تو اى امام ، اى كه به اندازه تمامى قرنها سختيها و رنج كشيدى از دست اين نابخردان خرد همه هيچ دان ! لحظه لحظه اين زندگى بر تو همچون نوح ، موسى و عيسى و محمد (ص) گذشت .

ولى تو اى امام و اى عصاره تاريخ بدان كه با حركتت ، حركت اسلام را در تاريخ جديد شروع كردى و آزادى مستضعفان جهان را تضمين كردى . ولى اى امام كيست كه اين همه رنجها و دردهاى تورا درك كند و كيست كه در يابد كه لحظه‌اى كوتاهى از اين حركت به هر عنوان خيانتى به تاريخ انسانيت و كليه انسانهاى حاضر و آينده تاريخ مى باشد .

اى امام درد تورا ، رنج تورا ميدانم چه كسانى با جان مى‌خرند . جوان با ايمان ، كه هستى و زندگى تازه خويش را در راه به هدف رسيدن حكومت عدل اسلامى فدا مى‌كند بله اى امام درد تورا جوانان درك مى‌كنند اينان كه از مال دنيا فقط و فقط رهبرى تورا دارند ، و جان خويش را براى هدفت كه اسلام است فدا مى‌كنند و بدان اى امام تا لحظه‌اى كه خون در رگ ما جوانان پاك اسلام وجود دارد لحظه‌اى نمى گذاريم كه خط پيامبرگونه تو كه بخط انبياء و تاريخ وصل است به انحراف كشيده شود . ولى اى امام من به عنوان كسى كه شايد كربلاى حسين را دركربلا ى خرمشهر ديده‌ام سخنى با تو دارم كه از اعماق جانم و از پرپر شدن خون جوانان خرمشهر برمى‌خيزد و آن اينست . اى امام از روزيكه جنگ آغاز شد تا لحظه‌اى كه خرمشهر سقوط كرد من يك ماه به طور مداوم كربلا را مى‌ديدم هر روز كه حمله دشمن بر برادران سخت ميشد و فرياد آنها بى‌سيم را از كار مى‌انداخت و هيچ راه نجاتى نبود به اتاق خود مى‌رفتم گريه را آغاز ميكردم و فرياد ميزدم اى رب العالمين برما مپسند ذلت و خواری را مپسند.

|+|
نوشته شده توسط مقداد در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 16:22
وصیت نامه شهید حاج محمد ابراهیم همت 

 

 شهید حاج  محمد ابراهیم همت

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان  می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی   می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند.   ای کاش به خود می آمدند.  از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود  نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ...  ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند.  مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم  صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود  مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .

و السلام؛

محمد ابراهیم همت

|+|
نوشته شده توسط مقداد در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:0
 
http://www.xpango.com?ref=92004906